خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
از لابلاي يادداشت هاي ديشب
نویسنده : میترا - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٦
 

*  امروز :  به خودم گير نمي دم  ...  سكوت هم نمي كنم وقتي هستي  مثل هميشه  فكر هم نمي كنم  شايد تو بخواي كه برام مهم نباشه

 لج هم نمي كنم    حرف هم ... نمي زنم  

*  باز دارم مي رم سراغ قسمتي از خاطراتم كه  ...

*  امروز يه جوريم  شايد احساسم خط خورده  شايد تو خط خوردي  شايدم  هيچي خط نخورده

* يه وقتايي آدما ....  

 ولش كن

*  گوشي موبايلم خاموشه ... نگاش مي كنم  راستي چرا وقتي خاموشه اس ام اس نمياد  دوست دارم فكر كنم   روشنش كه مي كنم تو برام حرف زدي ... نه حرفم نزدي  اس ام اس خالي   روشنش مي كنم  اس ام اس هست  ولي

از تو نيست ...

*  دستات آروم مي خزه تو دستام ...  اينكارو با من نكن ....

*  مي دوني چرا نوشتم (( ترجيح مي دم ؟ ))  نمي دوني ؟؟؟  اينم  جايي خوندم كه :  ترجيح مي دم فكر كنم نمي دوني تا اينكه فكر كنم مي دوني و برات مهم نيست ...

*  همه من و دنيا و تنهائيام سر جمع مگه چقده كه ؟ ؟؟؟؟؟

*  جمعه گندترين روز دنياست   ....

*  خب چرا اين تلفن لعنتي زنگ نمي زنه  دلتنگي هام  هم لابد داره بهم دهن كجي مي كنه

* ديگه خودمو هم گذاشتم كنار !!!


 
comment نظرات ()