خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
صبر كن
نویسنده : میترا - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٦
 

 امسال در زمستاني سرد تكرار مي شوم

اين روزها سخت مي گذرد  دنيام به آخر رسيده

كلمه ها گم مي شوند

به خودم مي گويم :

همسفر !!!

گاهي بايد بازي رو باخت  ...

 اما اينو يادت باشه ......

مي دونم تو اگه گريه كني بغض منم مي شكنه

يه نفر حسرت خنده تو داره صبر كن گريه رو زنجير كنيم

بعد برو .............. !!!!

 


 
comment نظرات ()