خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
اگر به من شادی نفروختند
نویسنده : میترا - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
 

.

اگر به من شادی نفروختند آنرا کرایه می کنم......

فقط برای 13 روز....به اندازه یک نحسی کامل!

می خواهم که  یک جفت شادی روی سفره هفت سین امسال بگذارم.....

و در خانه ای 67 متری  یک سفره ی 1 در 1 پهن می کنم ....امسال سفره من 7 سین کامل خواهد داشت البته با کمی تغییر: به جای سبزی ....سرخی چشمانم را  پهن می کنم..... ماهی قرمز را بی خیال می شوم..........همیشه ماهی ها یمان 3-4 سالی عمر می کردند....دو سال پیش. نمی دانم چرا ماهیهایمان زودتر از همیشه می مردند! .... مرده ها هرگز نخواهند مرد!  

سفره ام .....به جای سیب ...سرشار از سکوت خواهد بود!!!

و من در سکوت به خودم می اندیشم....کاری که در آن متبحر شده ام!!!

و نفسهای خود را در سکوت می شمرم....

.

اصلا گاهی وقتها پیش بینی های آدم غلط ازآب درمی آید وآنوقت است که آدم ازساده لوحی ها وپیش داوریهای خودش حرصش می گیرد و برای آنهمه اتلاف وقت افسوس میخورد.درست مثل من که اصلا فکر نمی کردم یک روزی  ....  

 .بخاطر  نمی دانم چی از کارم استعفا داده ام و   مهربانتر شده ام

    استعداد زندگی دارم ... زندگی می کنم وخوشبختم و...حالم  خوبست...

                   اما تو باور نکن!   

 

 

 

.

 


 
comment نظرات ()