خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
ای کاش
نویسنده : میترا - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧
 

.

مهربون امروز می خوام بگم که برای زندگیم  ازت سپاسگذارم.

امروز بی چون و چرا از همین که هست،

ممنونم، هر چند مملو از غم باشه!

دیگه مهم نیست اگه خیلی چیزا به کام من نباشه،

اگه زندگی سخت بگیره.

امروز سپاسگذارم  دیگه نمی گم چرا ...

                 امروز تسلیم .... تسلیمم، غرق کن مرا!

.

ای کاش می شد به بهای زندگیم....قرض بگیرم....

                      پدرم را.....

از خدا، برای یک شب.......به اندازه ی یک بوسه.... و دو لبخند!

.

ای کاش گذر زمان در دستام بود

 تا لحظه های با تو بودنم را آنقدر طولانی میکردم

           که برای بی تو بودنم وقتی نماند...


 
comment نظرات ()