خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
آنکه بی باده
نویسنده : میترا - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧
 

.

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست ؟؟؟؟؟

*******************************************

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند میخری ؟
قیمت یک روز بارانی چنده ؟


حاضری برای بوکردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه تراول بدی ؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده ؟
اگه نصف روز هم بنشینی به نیلوفر سوسنی رنگی که کنار جاده دراومده نگاه کنی بوته اش ازت پول بلیت نمی گیره .
چرا وقتی رعد وبرق می زنه اززیر درخت فرار می کنی ؟!!!
می ترسی برق بگیردت ، نه ،

 اون می خواد ابهتش رو نشونت بده . آخه بعضی وقتا یادمون میره چرا بارون می آد .
این جوری می خواد بگه که منم هستم .
هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه ؟ شده از خودت بپرسی چرا تموم وجودش رو روی سر ما گریه می کنه ؟
هیچ وقت شده از خورشید بپرسی که وقتی ذره ذره وجودش رو انر‍ژی می کنه و به موجودات می بخشه ماهانه چقدر می گیره ؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته میشه ؟

بابت این کارش حقوق می گیره  ؟؟؟؟

وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن...

شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن

              به خاموش شدن او ختم شود ....

.


 
comment نظرات ()