خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
من رفیق نیمه راه نیستم
نویسنده : میترا - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧
 

.

الان چند روزه که می خوام  چند جمله بنویسم اما دستم نمی رود...

شاید چون احساس می کنم که چه فایده دارد شریک کردن مردم در غمهای روزانه!؟

شاید چون هیچ همدلی وجود ندارد.

شاید چون همه دوستیها و دوست داشتنها یه فریب بزرگ هستن در زمانه ایکه اعتماد مفهومی ندارد...

فکر می کردم که " دل خراب من از این خرابتر نمی شود..."

               اما دیدم که شد!!

                                  چه جور هم ...

و حالا انگار که در امتداد جاده ای بدون هیچ منظر روشن و معلومی ایستاده ام...

پشت سرم پلهای خراب شده ای از اعتماد و مهر ورزی

         و جلو رویم  آینده مبهمی از دوستی...

راستی که چه ارزان شده است بهای انسان...

اخلاق محور روابط ما نیست؛

 بلکه حتی آنها که بیشتر از همه از اخلاق دم می زنند

 خودشان با به خطر افتادن مصالح و بالا رفتن هزینه ها؛

به آسانی تن به هر رفتاری می دهند!

گاهی این رفتار می تواند به دروغ نقش یک انسان نادم را بازی کردن باشد؛

         گاهی تظاهر به تغییر باشد؛

               گاهی ترک یک انسان باشد؛

                               و هزاران رفتار کثیف دیگر.

و تنها مجوزش تائید دیگران نا آگاه و مغرض و منفعت طلب دیگر!!

و فکر کنید که چه نیت و رفتاری از این کثیف تر که شما دل و روح و ذهن یک انسان را درگیر خود کنید و ناگهان...

وقتی ورق بر می گردد و زمانه همراهی نمی کند؛

 گویی که هرگز این شما نبوده اید که مشتاق و بی قرار دلی را   به دست آورده اید!!

 و تازه خود را جوانمرد و با معرفت هم تلقی کنید!!

حقارت روح انسان و تنها بی ارزشی درونی می تواند چنین رفتارهایی را مجاز بداند.

راستش امیدوارم که چنین آدمهایی این موقعیت را پیدا کنند که خودشان هم در چنین وضعی قرار بگیرند.

...

خیلی وقتها خیلی حرفها هست که اگه گوشی برای شنیدن باشد می توان گفت ؛

اما وقتی کسی را نداری که بشنود یا حرفهایت را دوست ندارد

            بغضی گلوگیر و دائمی خواهد شد...

گاهی آرزو می کنم کاش من هم از دسته اون آدمهایی بودم که اصلا توی عمرشون یکبار هم ذهنشون خسته این حرفها نشده...

ولی یه چیز این داستان خوبه اونم اینه که من اگه جزء اون مدل آدمها نیستم

         توی بقیه طبقه بندیها هم خیلی جام نیست!!

برای من باید یه فایل متفاوت باز کرد ؛

البته اگه علاقه ای به داشتنم بود !!

دنیای عجیبی شده...

می دونم وقتی حرفهام رو بخونی می گی " صد بار بهش گفتم  ...

اما تو چه می دونی  چقدر سعی کردم که باهات حرف بزنم و نذاشتی...

حتی  ...

راستی چی می خواستم جز مهر ساده پایداری که ...

دوست من تو طعمی از تنهایی رو بمن چشوندی

             که تا حالا تجربه نکرده بودم...

                      طعم تلخ داشتن و نداشتن ؛

                                  بودن و ندیدن رو...

کاش قویتر از این بودم که بیشتر از این بهت کمک می کردم اما نیستم...

شرمنده ام...

                 من رفیق نیمه راه نیستم اما ...

.

 

 


 
comment نظرات ()