خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
دوستی
نویسنده : میترا - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
 

.

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی.

این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.

این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی  به بعدش هم فکر نمی کنی...

 


 دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو .

این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و ...  

برای  دوستی های  دم دستی.

اولش هم حس خوبی به تو می دهند.

این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ ؛می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.

فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای...!!!

 


  دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است !

              باید نرم دم بکشد .  باید انتظارش را بکشی.

باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی .... باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را  فراهم کنی

باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی ،

     عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و ...

             زندگی کنی ...

 .


 
comment نظرات ()