خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
فصل خاکستری
نویسنده : میترا - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
 

.

گاهی واقعا مهم نیست که کسی چقدر می تواند برای تو حرف بزند...

 مهم نیست چقدرصدای کسی در تو طنین می افکند تا آرامش را به قلبت هدیه دهد...

مهم نیست کسی در چند قدمی تو باشد.........

گاهی تنها این مهم است که کسی هرچقدردور،

هرچقدردرنگاه دیگران غریبه،

هرچقدرکم رد پا درلحظه هایت...

اما بتواند هرزمان که در اندیشه هایت حضورمی یابد،برایت محبت بیاورد و تنش هایی ازجنس لذت...

و دغدغه هایی در تو بیافریند برای وادارکردنت به بودن وزیبا زیستن...

نه برای فراری شدن ازهرچه دور و برت هست...

..........................

          اینک این منم

              زنی تنها در آستانه فصلی خاکستری ...

.

 

 


 
comment نظرات ()