خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
صدای خوب تو
نویسنده : میترا - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۸
 

 

"تمامی خلقت  آیه‌های محکم ِ عاشقی است! به سجده بیفت و بدان‌ها بیندیش!

   که من تو را نیز عاشق آفریده‌ام! و تو می‌هراسی از آن؟!!"

هر آدمی با یک صدا می‌آید. یک مادر از درد ِ هجوم ِ ناگهانی ِ عشق فریاد می‌زند، یک کودک به گریه می‌افتد. این دو صدا از هم عبور که می‌کنند، می‌شود "آفرینش"! می‌شود یک خلقت ناب!

گمانم آدمی که عاشق شد، سازها و آوازها آفریده شدند!

صداها بلندا گرفتند. کوتاه بودند، اوج گرفتند. ساکن بودند، به راه افتادند. به هم پیچیدند، در هم تنیدند، از هم گذشتند، به هم رسیدند، ساختند، ویران کردند، فرود آمدند، به فراز رفتند، خواب بودند، بیدار شدند. طفیلی بودند، پر و بال گرفتند. خام بودند، پخته شدند.                              خام بودند، پخته شدند...

صدای ِ قلب ِ کسی که با صدای ِ آشنای ِ محبوبی تند و تند می‌زند و سکوتی که در کلام بر او حکم می‌راند،

    موهبتی است که تنها "عشق" بر آدمی ارزانی می‌دارد!

   بارها با خود اندیشیده‌ام چرا وقتی تو حرف می‌زنی، دلم بیش از هر چیز سکوت می‌خواهد!

               که تنها صدای ِ تو باشد و دیگر هیچ!

 

                  ... با صدای خوب تو حرفها دارم ...

 


 
comment نظرات ()