خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
كليدر
نویسنده : میترا - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳۸٥
 

ديشب شروع كردم به خوندن ... منظورم كتاب كليدره نوشته محمود دولت آبادي

سالها اين كتابو در كتابخونه يكي از دوستان مي ديدم و زياد بهش توجهي نمي كردم  كتبهاي ديگه رو مي گرفتم  ... ديروز خودش پيشنهاد كرد اين كتابو بخونم و جلد اول و دومش رو بهم داد  ساعت ۹.۳۰ شب شروع كردم

وقتي ۴۰ صفحه از كتاب رو خوندم   ...  فكر كردم   واقعا اين كتاب وجود داشت و من   هنوز نخونده بودمش ؟

چطور تونسته بودم تا حالا بدون خوندن اين كتاب ، زندگي رو بفهمم ؟

 به هر حال  نمي تونم ازش دست بكشم

الان هم كه سر كارم هستم  فكر و ذكرم پيش اونه

كه برگردم و ادامه بدم

حتما حتما حتما بخونين

واونايي كه خوندنش نظرشون براي من خيلي مهمه


 
comment نظرات ()