خلوت تنهايي هاي يك زن

و من برايت نوشتم با اينكه خاكستري ست ولي نوشتم ..تا شايد "دل" آرام گيرد

 
خاموشي و تنهايي ...
نویسنده : میترا - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٥
 

در نامه هايت مي نوشتي   زندگي زيباست   و من زندگي را در تو مي ديدم

نمي خواهي بداني كه در دل اين خسته چه غوغاست

درد بي تو بودن  را تحمل بهترين راه ست

چه دردي است  به چشم ديگران كوه بودن   ولي در چشم خود آرام شكستن !

مي دوني وقتي تمام احساست رو جمع كني و به يه نفر هديه كني ... مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگه داشتن اون باشه ... و اون ---------   اينها رو نفهمه !

اينچنين است كه تنهايي و خاموشي جان در انسان مي گيرد !


 
comment نظرات ()